محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
343
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
آورد ، اما شما در نبود او گوساله را به پرستش گرفتيد و شما ستم پيشهايد » « 1 » ؛ و قوم موسى در نبود او از زر و زيورشان تنديس گوسالهاى را كه بانگى [ چون بانگ گاو ] داشت ، ساختند [ و به پرستش گرفتند ] آيا نمىديدند كه او با آنها سخن نمىگويد و به راهى رهنمونشان نمىكند ، آن گوساله را به خدايى گرفتند و آنان ستم پيشه بودند » « 2 » ؛ « [ سامرى ] براى آنان تنديس گوسالهاى ساخت كه بانگى [ چون بانگ گاو ] داشت و گفت : اين خداى شما و خداى موسى است » . « 3 » اسرائيليان به گوسالهپرستى روى مىآورند و هارون مىكوشد تا آن گمراهان را به راه آورد : « و هارون از پيش به آنان گفت : اى قوم ! شما به اين آزموده مىشويد و پروردگار شما خداى رحمان است ، پس مرا پيروى كنيد و فرمان مرا به كار بنديد » . « 4 » اما آنان كه شوق گوسالهپرستى كور و كرشان كرده بود ، در پاسخ : « گفتند : هرگز از پرستش آن دست باز نمىداريم تا موسى نزد ما بازگردد » . « 5 » و خداوند نيز موسى را آگاه كرد كه ساحرى قومش را فريفته است و آنان دين گرداندهاند . و موسى خشمناك و اندوهگين نزد قوم خود بازگشت و برادرش ، هارون را به نكوهش گرفت ، چرا كه مىپنداشت او در بازدارى قوم از گوسالهپرستى كوتاهى كرده است : « و چون موسى خشمگين و اندوهگين نزد قوم خود بازگشت ، گفت در نبود من چه جانشينان بدى بوديد ! چرا شتاب كرديد و بر فرمان خدايتان پيشى گرفتيد و الواح را فرو افكند و سر برادر را گرفت و به سوى خود كشيد [ برادر ] گفت : اى پسر مادرم ، قوم مرا زار و زبون كردند و نزديك بود مرا بكشند ، پس مرا دشمن شاد مكن و مرا از اين گروه ستمكار مشمار » « 6 » ، « اى هارون ! چون ديدى كه گمراه شدهاند ، چه چيزى تو را از پيروى من بازداشت ،
--> ( 1 ) . « وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ » ( سورهء بقره ، آيهء 92 ) نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 1 / 354 - 358 ؛ تفسير نسفى ، 1 / 71 - 72 ؛ تفسير طبرسى ، 1 / 363 - 367 ؛ الكشاف زمخشرى ، 1 / 165 ؛ روح المعانى آلوسى ، 1 / 352 - 327 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 180 - 181 ؛ تفسير المنار ، 1 / 308 . ( 2 ) . « وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ ، أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمِينَ » ( سورهء اعراف ، آيهء 148 ) . ( 3 ) . « فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ ، فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى » ( سورهء طه ، آيهء 88 ) . ( 4 ) . « وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي » ( سورهء طه ، آيهء 90 ) . ( 5 ) . « قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى » ( سورهء طه ، آيهء 91 ) . ( 6 ) . وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( سورهء اعراف ، آيهء 150 ) .